دشت مشوش

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
تو را دارم ای گل، جهان با من است تو تا با منی، جان جان با من است چو می‌تابد از دور پیشانی‌ات کران تا کران آسمان با من است چو خندان به سوی من آیی به مهر بهاری پر از ارغوان با من است ! کنار تو هر لحظه گویم به خویش که خوشبختی بی‌کران با من است روانم بیاساید از هر غمی چو بینم که مهرت روان با من است
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 30 تير 1396 ساعت: 6:45
برچسب‌ها :
تو مانند سپیده دم و سحرگاهان   زیبا و دل انگیزی و مانند شبهای تابستان سرزمین منی فراموشم نکن وقتی قاصدان خوشبختی کوبه در را می کوبند  آه ، لبخند پنهانی من تو چقدر زیبا و سخت و غیر ممکنی تو در میان آتش شعرهایم شکفته می شوی و من  بوسه زندگی بخش و جاودانه شدن را همینجا به تو خواهم داد تو به اندازه زا
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 22:15
برچسب‌ها :
هر دیوار کهنه ای گوئیا به آرزوی من  ماننده است که از آن چیزی فرو ریخته و آن را میل به سوی خاک است هر کوره راه گمشده و ناهمواری گوئیا به دل من ماننده است که دیگر کسی از آن عبور نمی کند هر طاق ترک برداشته ای گوئیا به روح من می ماند که شکافی تاریک در سر تا سر آن دویده است "بیژن جلالی"
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 22:15
برچسب‌ها :
مرگ چون سائلی بر آستانه ی دل من ایستاده است و من او را از تن خود طعامی می دهم مرگ چون نگهبانی در قلعه ی بدن من پاس می دهد و من با صدای گام های  سنگین او بخواب می روم مرگ چون زن هرزه ای  به بستر من می آید و من در تاریکی های چشم او بر خورشیدهای نادیده گذر می کنم "بیژن جلالی"
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 23:26
برچسب‌ها :
چقدر دوست دارم دوست داشتنت را.... دوست داشتن تویی که ممنوع ترینی برای من... چقدر دلم هوایت را دارد... هوای تویی که حق نفس کشیدن در هوایت را ندارم... چقدر آرامش میدهی به من.... تویی که حق آرامش گرفتن از وجودت را ندارم... چقدر زیبا نوازش میکنی روحم را... تویی که حق نوازش روحت را ندارم... چقدر
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 23:26
برچسب‌ها :
خداوندا شکر هزار بار هزاران بار و صد هزاران بار که روز دیگر آمد و تو آمدی و جهان آمد و من آمدم و دست در دست یکدیگر تو را ستایش می کنیم "بیژن جلالی"
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 20:27
برچسب‌ها :
مرا جز مردن و آرمیدن شوقی نیست و اگر چند روزی در خانه ی ویران لنگ کرده ام از برای توست و تو آن را می دانی و مرا صبر زیستن و توان زندگی بخشیده ای "بیژن جلالی"
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 2:18
برچسب‌ها :

Image result for ‫خداوندا‬‎

همه چیز از من رمیدند

خداوندا

و من نام خود را به فراموشی سپردم

و ای کاش که خود را نیز

به فراموشی سپرده بودم

تا اینک

همه تو بودم

و دگر هیچ

"بیژن جلالی"

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 2:18
برچسب‌ها :
با مردن هر آرزو تن من زخمی نو برداشت که با بوسه ی تو التیام پذیرفت اینک  آن خسته ی نا امیدم که به سوی سردی و خاموشی می روم یا آن زنده ی امیدوار که از بوسه های معشوق دلگرم است "بیژن جلالی"
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 2:18
برچسب‌ها :
خداوندا من در این جهان خواهم مرد ولی تو در این جهان خواهی ماند من در تو به سفر بی پایانی خواهم آمد ولی تو در جهان هستی خواهی ماند من با چشمان تو به این جهان خواهم نگریست و از شفقت و عشق بی انتها گریه خواهم کرد "بیژن جلالی"
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 2:18
برچسب‌ها :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 ... 11 صفحه بعد