ای راحت روانم ، دور از تو نا توانم | بلاگ

ای راحت روانم ، دور از تو نا توانم

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

Image result for ‫ای راحت روانم ، دور از تو ناتوانم‬‎

ای راحت روانم ، دور از تو نا توانم 

باری ،بیا ، که جانم در پای تو فشانم

گیرم که من نگویم ،لطف تو خود نگوید:

کین خسته چند نالد هر شب بر آستانم؟

ای بخت خفته ،برخیز، تا حال من ببینی

وی عمر رفته ،باز آی،تابشنوی فغانم

ای دوست ،گاه گاهی می کن بمن نگاهی

آخر چو چشم مستت من نیز ناتوانم

بر من همای وصلت سایه از آن نیفگند

کز محنت فراقت پوسید استخوانم

این طرفه تر که:دایـم تو با منی و من باز

چون سایه در پی تو گرد جهان روانم

کس دید تشنه ای را غرقه در آب حیوان

جانش بلب رسیده از تشنگی؟ من آنم

خواهم که یک زمان من با تو دمی بر آرم

از بخت بد عراقی آن هم نمی توانم

"فخرالدین عراقی"

راحت,روانم,دور,توانم,...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 13:34