خرید بک لینک
Image result for u202bمن درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می کند بدجورu202c

من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می کند بدجور

ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد می کند بدجور

من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هویت دارم

یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد می کند بدجور

جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو می بازیم

پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد می کند بد جور

مثل قابیل بی قبیله شدم ، بوی گندم گرفته دنیا را

بس که حوا هوایی اش کرده ، پدرم درد می کند بدجور

هرچه کوه بزرگ می بینی ، همگی روی دوش من هستند

عاشقی هم که قوز بالا قوز ، کمرم درد می کند بدجور

تو فقط صبر می کنی تجویز ، من فقط صبر می کنم یکریز

بس که دندان گذاشتم رویش ، جگرم درد می کند بدجور

بستری کن مرا در آغوشت ، با دو نخ شعر و این هوا باران

مرغ عشقی بدون همزادم ، که پرم درد می کند بد جور

برسان قرص بوسه – اورژانسی – قرص یک ور سفید و یک ور سرخ

برسان نشئه ای ز لب هایت ، که سرم درد می کند بدجور

"مرتضی خدایگان"

برچسب: نویسنده: نگار افشاری تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:41

صفحه بندی