بر ساز ِ عشق نغمه ی ناکوک میزنی - تاریخ: 1398/1/8 ساعت: 8:54
برساز عشق نغمه ی ناکوک میزنیای یا&#158
امسال هم گذشت - تاریخ: 1398/1/8 ساعت: 8:54
امسال هم گذشت با همه خوبی‌ها و بدی&zwnj
نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست(حسن ختام سال 97) - تاریخ: 1398/1/8 ساعت: 8:54
من نشانی از تو ندارم،اما نشانیام را برای تو مینویسم: در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن،وارد کوچه پس کوچههای تنهایی شو! کلبهی غریبیام را پیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگیام، در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! ...
و چای دغدغه عاشقانه خوبی ست - تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 11:52
xa0و چای دغدغه عاشقانه خوبی ست برای با تـــو نشستن بهانه خوبـی ست حیاط آب زده ،xa0 تخت چوبـــی و مـــن و تـــــــــــو چه قدر بوسه، چه عصری، چه خانه خوبی ست قبول کن! بــه خدا خانه شما سارا! برای فاخته
فتاده ام ببلایی، که شرح نتوان کرد - تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 11:52
من نشانی از تو ندارم،اما نشانیام را برای تو مینویسم: در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن،وارد کوچه پس کوچههای تنهایی شو! کلبهی غریبیام را پیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگیام، در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! ...
ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید - تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 11:52
من نشانی از تو ندارم،اما نشانیام را برای تو مینویسم: در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن،وارد کوچه پس کوچههای تنهایی شو! کلبهی غریبیام را پیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگیام، در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! ...
جهانهای موازی - تاریخ: 1397/9/18 ساعت: 18:19
ای که چشمان عزلخوان و مورّب داری ! بیشتر از غزلِ « سایه » مخاطب داری چشم تو مستیِ صد جامِ پیاپی دارد تو که لبهایی از انگور، لبالب داری ! چشمِ تو، شرح جهانهای, موازی, ست مرا بیشتر از کُتُبِ فلسفه مطلب
آیی و بگذری به من و باز ننگری - تاریخ: 1397/9/18 ساعت: 18:19
من نشانی از تو ندارم،اما نشانیام را برای تو مینویسم: در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن،وارد کوچه پس کوچههای تنهایی شو! کلبهی غریبیام را پیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگیام، در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! ...
دنیای من - تاریخ: 1397/9/18 ساعت: 18:19
مرا نیست راهی به دنیای, تو تو را نیست راهی به دنیای من به لب،خندد امید فردای تو مرا نیست امید فردای من چنان بشکفد نوشخندت به لب که لبخند ماهی در آیینه ای نه با غم ترا آشتی ست نه در دل تو را رنج دیرین
برف - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 13:13
زمان ثبت : یکشنبه 15 بهمنماه سال 1396 در ساعت 09:07 ق.ظ ~ چاپ مطلب عنوان : برف ببین باز میxadبارد آرام، برففریبا و رقصنده و رام، برفعروسانه میxadآید از آسماندر این حجله آرام و پدرام، برفزمین را سراسر سپیدی گرفتبه هر شاخه، هر شاخه، هر بام، برفنشسته بر انبوه اندوه دشتبه بیxadبرگی باغ ایام، برفخزان هم ...
راز - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 13:13
زمان ثبت : پنجشنبه 19 بهمنماه سال 1396 در ساعت 11:22 ب.ظ ~ چاپ مطلب عنوان : راز رازی که میانِ ماستشعرهاییستکه هیچگاه به ذهنمان خطور نکرداماسرودیمشانکودکیستکه نطفهاش بسته نشدامابه دنیا آمدحرفهاییستکه همه از ما میدانندجز من و تورازی که میانِ ماستقلبیستکه از ابتدای عشقایستاده تپیدxa0"افشین یداللهی" (0 ...
چه کیفی می دهد عاشقِ تو بودن - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 13:13
چه کیفی می دهددوست داشتنِ تووقتی ندانی و دوستت بدارموقتی ندانی و تماشایت کنمچه کیفی می دهدxa0دوست داشتنِ تووقتی هر روز تمام راه رابه شوق دیدنxa0روی ماهت قدم بزنمxa0چه کیفی می دهدوقتی یک روز بی هواxa0از راه برسیبه چشم هایxa0همیشه عاشقم خیره شویxa0بگوییxa0گاهی نگاهبهتر از هزاران دوستت دارمxa0این زمانه...
دیوار تاریک حزن - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 13:13
تنت میتواند زندگیام را پر کندعین خندهاتکه دیوار تاریک حزنم را به پرواز در میآورد.تنها یک واژهات حتیبه هزار تکه میشکند تنهایی کورم را.اگر نزدیک بیاوری دهان بیکرانات راتا دهان منبیوقفه مینوشمریشهی هستی خود را.تو اما نمیبینیکه چقدر قرابت تنتبه من زندگی میبخشد وچقدر فاصلهاشاز خودم دورم میکند وبه سایه فر...
درد را باید گفت - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 13:13
دشت ها نام تو را می گویندکوه ها شعر مرا می خوانندکوه باید شد و ماندرود باید شد و رفتدشت باید شد و خوانددر من این جلوه ی اندوه ز چیست؟در تو این قصه ی پرهیز که چه ؟در من این شعله ی عصیان نیازدر تو دمسردی پاییز که چه؟حرف را باید زددرد را باید گفتxa0سخن از مهر من و جور تو نیستسخن از تومتلاشی شدن دوستی ا...
نگاهت را به من بسپار - تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 17:31
نگاهت را به من بسپار… و دستهایت را به دستانم… دلت را به دلم بند بزن و با من عازم این راه بی تاب شو… بیا با من… به جایی دور… به دشت سادگی هایم… به رویاهای شیرینم… بیا با من … به این بزم شبانگاهی… غمت را پشت در بگذار… بیا و خنده را با خود… به مهمانی ببر امشب… بیا با من… خیالت را به من بسپار… بیا با آب...
من به خدایی دل سپرده ام که در پوستِ تو زندگی می کند ! - تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 17:31
مهم نیست دریا سَرِ خورشید را زیرِ آب کند مهم نیست آسمان ماه را سر به نیست کند و ستارگان را بتارانَدxa0 من به خدایی دل سپرده ام که در پوستِ تو زندگی می کند ! شبها که بادها در روح من تنوره می کشند در بندرِ شانه هایت لنگر می اندازم و سر بر سخت ترین صخره می گذارم تا آنگاه که سوسوی آن دو فانوس خاموش شود ...
چشمان من شبیهِ تو هرگز ندیده است - تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 7:14
زمان ثبت : یکشنبه 23 مهرماه سال 1396 در ساعت 09:52 ق.ظ ~ چاپ مطلب عنوان : چشمان من شبیهِ تو هرگز ندیده استقُربانِ آن کسی که تو را آفریده است !تو مثلِ آن بلورِ روانی که آسماناز شهد وشیرو شعر تورا پروریده استیا آن که دستِ معجزه سازِ خدا تو رااز روی کاردستیِ ِ شیطان کشیده است!گویی ازآب و آتش و باد و خی...
چون خنده ی تو، مهر جهانتابم آرزوست - تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 7:14
همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوستچون باده ی لب تو می نابم آرزوستای پرده پرده ی چشم توام باغ های سبزدر زیر سایه ی مژه ات خوابم آرزوستدور از نگاه گرم تو، بی تاب گشته امبر من نگاه کن، که شب و تابم آرزوستتا گردن سپید تو گرداب رازهاستسر گشتگی به سینه ی گردابم آرزوستتا وارهم ز وحشت شب های انتظارچون خنده ی ت...
گم شد قطار خاطره در هاله ای دود - تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 7:14
زمان ثبت : شنبه 6 آبانماه سال 1396 در ساعت 08:02 ق.ظ ~ چاپ مطلب عنوان : دستی تکان دادی در آن صبح مه آلودxa0یعنی که ای زیباترین ایام بدروددستی تکان دادم میان خنده واشکxa0یعنی که پایان یافت شادیهای من زودxa0در لحظه آخر گلی دادم به دستتxa0تنها گل گلدان که همرنگ دلم بودسکو تهی شد از قطار این کوه سنگیxa0...
درد، نام دیگر من است - تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 7:14
زمان ثبت : شنبه 6 آبانماه سال 1396 در ساعت 09:17 ق.ظ ~ چاپ مطلب عنوان : دردهای منxa0جامه نیستندتا ز تن در آورمxa0چامه و چکامه نیستندتا به رشتهی سخن درآورمنعره نیستندتا ز نای جان بر آورمدردهای من نگفتنیدردهای من نهفتنی استدردهای منگرچه مثل دردهای مردم زمانه نیستدرد مردم زمانه استمردمی که چین پوستینشا...

برچسب‌های مرتبط

روزبه نعمت الهی هجرانی | هجرانی حسین علیزاده | هجرانی روزبه | عشق چو دل را به سوی خویش خواند | شد ز غمت خانه سودا دلم | شد ز غمت خانه سودا دلم گنجور | شد ز غمت خانه سودا دلم دانلود | من راهی توام ای مقصد درست | تو نیستی و این در و دیوار هیچوقت | لذت باهم بودن