نسیم باز مرا با تو اشتباه گرفت - تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 9:44
اگر به رسم ادب از سرش کلاه گرفتنسیم باز مرا با تو اشتباه گرفتدمی به ناز حجاب از رخت کنار زدیپرنده پر زد و آهو رمید و ماه گرفتبه روی گردنت افتاد تاری از گیسوتمام گردنه را یک تن از سپاه گرفتدلی چنین که تو داری تصاحبش سخت استمگر که آینه را می توان به آه گرفتتو را چنان وطنم از غریبه می گیرماگر که دست تو...
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب - تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 9:43
طایر دولت اگر باز گذاری بکندیار بازآید و با وصل قراری بکنددیده را دستگه در و گهر گر چه نماندبخورد خونی و تدبیر نثاری بکنددوش گفتم بکند لعل لبش چاره منهاتف غیب ندا داد که آری بکندکس نیارد بر او دم زند از قصه مامگرش باد صبا گوش گذاری بکنددادهام باز نظر را به تذروی پروازبازخواند مگرش نقش و شکاری بکندشه...
آه که با رقیب من جانب خانه می روی - تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 9:43
دست به دست مدعی شانه به شانه می رویآه که با رقیب من جانب خانه می رویبی خبر از کنار من ای نفس سپیده دمگرم تر از شراره ی آه شبانه می رویمن به زبان اشک خود می دهمت سلام و توبر سر آتش دلم همچو زبانه می رویدر نگه نیاز من موج امید ها توییوه که چه مست و بی خبر سوی کرانه می رویگردش جام چشم تو هیچ به کام ما ...
سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو - تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 9:43
سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تودوش چه خوردهای دلا راست بگو به جان توفتنه گر است نام تو پرشکر است دام توباطرب است جام تو بانمک است نان تومرده اگر ببیندت فهم کند که سرخوشیچند نهان کنی که می فاش کند نهان توبوی کباب میزند از دل پرفغان منبوی شراب میزند از دم و از فغان توبهر خدا بیا بگو ور نه بهل مرا...
به دلم چه آذر آمد چو خیال تو درآمد - تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 9:43
چه جمال جان فزایی که میان جان ماییتو به جان چه مینمایی تو چنین شکر چراییچو بدان تو راه یابی چو هزار مه بتابیتو چه آتش و چه آبی تو چنین شکر چراییغم عشق تو پیاده شده قلعهها گشادهبه سپاه نور ساده تو چنین شکر چراییهمه زنگ را شکسته شده دست جمله بستهشه چین بس خجسته تو چنین شکر چراییتو چراغ طور سینا تو هزا...
عاشق شده ام حال و هوایم خوبست - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 13:35
عاشق شده ام حال و هوایم خوبست درد است ولی درد برایم خوبست آرامش من ! با تو فقط حالم نه خوابم ، نفسم ، لحن صدایم خوبست تشخیص پزشک است کنارم باشی عطر تو برای ریه هایم خوبست من با تو خوشم ، نا خوشی ام چیزی نیستآنقدر که تاثیر دوایم خوبست هربار فقط عاشق تو خواهم شد صدباااار به دنیا که بیایم ... خوب است؟؟...
چیزی در تو مرا به دلدادگی می برد - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 13:35
چیزی در تو مرا به دلدادگی می بردآن سان که گل ها با کمند عطرها  پروانه ها را به دام می کشند.چیزی در تو مرا به احساس عاشقانه می بردآن سان که برکه ها ترانه ی رنگین کمان ها را با لحن لالایی برای ماه می خوانندچیزی در تو مرا به جاهایی می برد که هرگز نرفته امبه سلام اولین گل سرخبه حضور سبز دستانتبه آغوش او...
کاش می شد... - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 13:35
من گدای که باشم که دم زنم ز لبت - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 13:35
میان باغ حرامست بی تو گردیدنکه خار با تو مرا به که بی تو گل چیدنو گر به جام برم بی تو دست در مجلسحرام صرف بود بی تو باده نوشیدنخم دو زلف تو بر لاله حلقه در حلقهبه سنگ خاره درآموخت عشق ورزیدناگر جماعت چین صورت تو بت بینندشوند جمله پشیمان ز بت پرستیدنکساد نرخ شکر در جهان پدید آیددهان چو بازگشایی به وق...
بی عشق زیستن را ، جز نیستی چه نام است ؟ - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 13:35
بی عشق زیستن را ، جز نیستی چه نام است ؟یعنی اگر نباشی ، کار دلم تمام استبا رفتن تو در دل سر باز می کند ، بازآن زخم کهنه یی که در حال التیام استوقتی تو رفته باشی ، کامل نمی شود عشقبعد از تو تا همیشه ، این قصّه ناتمام استاز سینه بی تو شعری ، بیرون نیارم آوردبعد از تو تا همیشه این تیغ در نیام استاز تاز...
دلم یک خیابان میخواهد - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 13:35
دلم یک خیابان میخواهد که بشود در آن با تو قدم زد...جایی که مردمش زبان ما را بلد نیستند وَ من به زبان خودمانیهِی بگویم دوستت دارم...وَ عابران درگیر این کنجکاوی باشند که من چه میگویم که تو اینطور میخندی ...
من بدون تو هزاران شب یلدا دارم - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 13:35
گردش سال فقط یک شب یلدا داردمن بدون تو هزاران شب یلدا دارم********************
یاد او کردم ز جان صد آه درد آلود خاست - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 13:35
یاد او کردم ز جان صد آه درد آلود خاستخوی گرمش در دلم بگذشت و از دل دود خاستچون نفس امشب فرو بردم جدا از صبح وصلکز سر بالین من آن سست پیمان زود خاستدوش در مجلس به بوی زلف او آهی زدمآتشی افتاد در مجمر که دود از عود خاستاز سرود درد من در بزم او افتاد شورنی ز درد من بنالید و فغان از رود خاستگر چه وحشی خ...
تو را به هر زبانی دوست دارم - تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 13:35
تو را به زبان اسپانیایی دوست دارمدر هوس دیوانه وار رقص فلامینکودر عطش وحشی رقص تانگوتو را به زبان یونانی دوست دارمغمناک ، ظریف و زیبادر نقش و نگار لباس های رقص سیرتاکیدر تکان آرام شانه هاتو را به زبان ایتالیایی دوست دارمدر اُپرای «عروسی فیگارو» موتسارتدر اُپرای «کارمن» بیزهدر اُپرای «آیدای» وِردیتو ...
چه زیباست اندیشیدن به تو - تاریخ: 1395/9/17 ساعت: 11:14
چه زیباست اندیشیدن به تودر میان اخبار مرگ و پیروزیدر زندانزمانی که از مرز چهل سالگی میگذرمچه زیباست اندیشیدن به توبه دستانت روی پارچه آبیبه موهایت نرم و ابریشم گونچون خاک دلدادهام استانبولشوق دوست داشتنتچون من دیگری در درونمعطر برگهای شمعدانی بر سرانگشتانمآرامشی آفتابیو نیاز تنچون تاریکی ژرف و گرمشک...
وجود عشق - تاریخ: 1395/9/17 ساعت: 11:14
وجود عشق برای آن نیستتا ما را خوشحال کندمن اعتقاد دارم عشق وجود دارد تا به ما نشان دهد چقدر می توانیم تحمل کنیم "هرمان هسه"
می آید صدا از خیابان شب - تاریخ: 1395/9/17 ساعت: 11:14
می آید صدا از خیابان شبتو می آیی از سمت پنهان شب تو می آیی و چتر روشن به دستقدم می زنی زیر باران شب تو می آیی و رودی از روشنی روان می شود روی دامان شب ببین سایه های فروخفته را رها در سکوت پریشان شب ببین غربت قهوه ای رنگ من که شد ته نشین توی فنجان شب ببین درد یک عابر خسته را که له می شود زیر دندان شب...
دلم را خوب می فهمد هر آن کس ماجرا دارد - تاریخ: 1395/9/17 ساعت: 11:14
دلم را خوب می فهمد هر آن کس ماجرا داردمیان سینه اش هر کس که قلبـی مبتلا داردپر از دلشوره ی عشقی که سیرابم نخواهد کردبه دریا می زند خود را دل من تا تو را دارددر این دنیای دردآگین نمی بینی دل من راغم عشق تو را یک سو غم خود را جدا دارد...اگر پرسید حالم را کسی از تو بگو... اصلامیان شهرمان پر کن که درد ب...
مــرا جواب می کند سکوت چشمهای تو - تاریخ: 1395/9/17 ساعت: 11:14
مــرا جواب می کندسکوت چشمهای توو بــــاز تنــگی نفسو باز هــــم هوای تودوباره میزند به اینســر جنون گرفتهامدوبـــاره انقلاب مندوبـــاره کودتای تـو...." استاد شفیعی کدکنی"
ندانم کجا می کشانی مرا - تاریخ: 1395/9/17 ساعت: 11:14
ندانم کجا می کشانی مراسوی آسمان، یا به خاموش خاکنِیم در هراس از تو ای ناگزیرندانم کجا می کشانی مرا...ندانم کجا، لیک دانم یقینکزین تنگنا می رهانی مرا...ندانم کجا می کشانی مراندانم کجا می کشانی مراسوی آسمان، یا به خاموش خاک و یا جانب نیروانا* و نورکجا می کشانی، نهانی مرا...ز سنگینی کوله بار وجودسبک دا...

برچسب‌های مرتبط

روزبه نعمت الهی هجرانی | هجرانی حسین علیزاده | هجرانی روزبه | عشق چو دل را به سوی خویش خواند | شد ز غمت خانه سودا دلم | شد ز غمت خانه سودا دلم گنجور | شد ز غمت خانه سودا دلم دانلود | من راهی توام ای مقصد درست | تو نیستی و این در و دیوار هیچوقت | لذت باهم بودن