چنان به موی تو آشفتهام به بوی تو مست
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 18:06
چنان به موی تو آشفتهام به بوی تو مستکه نیستم خبر از هر چه در دو عالم هستدگر به روی کسم دیده بر نمیباشدخلیل من همه بتهای آزری بشکستمجال خواب نمیباشدم ز دست خیالدر سرای نشاید بر آشنایان بستدر قفس طلبد هر کجا گرفتاریستمن از کمند تو تا زندهام نخواهم جستغلام دولت آنم که پای بند یکیستبه جانبی متعلق ش
ای بهار
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 2:18
ای بهارای بهار!ای بهاربی قرار!ای شکفته در تمام لحظه های پر غبار!سر به راه مقدم شکوهمند تودستهای پینه دارچشمهای پر فروغ انتظارجا مه ها ی وصله دارای بهار!سربزن به آبشارسر بزن به کوهسارسربزن به شاخه های خشک بی شماردر میان این همه نگاه منتظریک جهان جوانه ونسیم وگل بیار!دکتر یدالله گودرزی
دلم آنجاست که آن دلبر عیار آنجاست
-
تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 18:26
خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاستراحت جان و شفای دل بیمار آنجاستمن در این جای همین صورت بیجانم و بسدلم آنجاست که آن دلبر عیار آنجاستتنم اینجاست سقیم و دلم آنجاست مقیمفلک اینجاست ولی کوکب سیار آنجاستآخر ای باد صبا بویی اگر میآریسوی شیراز گذر کن که مرا یار آنجاستدرد دل پیش که گویم غم دل با که خورمروم
میتراود عطر بوسه
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 11:53
شب پریشان میخرامد در خموشیهای ساحلمیتپد در سینهام دل… تو میآیی تو میآییمیتراود عطر بوسه از گل سرخ لبانتمیدرخشد دیدگانت… چه زیبایی چه زیباییمیگشایی پرده راز با نگاهی پر ز تشویشمن به گوشت میسرایم نغمهای از غم خویشدر خموشیهای ساحل این منم تنهای تنهاخفته در آغوش رویا… چه رویایی چه رویاییشب پریشان میخرام...
حدیثِ رفتنِ تو ساده تر ز رویا بود
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 22:24
شبیهِ نرمیِ یک ابر، مهربان بودیهمیشه خنده به لب بودی و جوان بودیصداقتِ هنر از جوهرِ تو پیدا بودو عشق کارِ تو بود و تو کاردان بودیمیانِ چشمه ی مهتاب می درخشیدیشبیهِ آینه بینِ ستارگان بودیحریمِ امنیت و عشق ،" در پناهِ تو " بودمیانِ زندگی خویش ، قهرمان بودیاگر چه قصه ی تو عاشقانه شد آغازتو انتهای غم ان...
باز دریای دلـــــــم طوفانی است
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 22:24
باز دریای دلـــــــم طوفانی استآسمان کسلـــم بارانـــــی استباغــــم ار زیر و زبر شد نـه عجبتحفه ی باد خزان، ویرانــی استشـــرح تنهایی مــــن می پرسیشـــرح تنهایی من طولانی استدور بـــاطل زده ام قصــــه ی مــنهمه سرگشتگی و حیرانی استبعد ســــرگشتگی و حیــــرانـــیباز هم حــیرت و سرگردانی استبوی پیــ...
بانوی من...
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 22:24
بانوی مناگر دست من بودسالی برای تو میساختمکه روزهایش راهرطور دلت خواست کنار هم بچینیبه هفتههایش تکیه بدهیو آفتاب بگیری!و هرطور دلت خواستبر ساحل ماههای آن بدوی.بانوی مناگر دست من بودبرایت پایتختیدر گوشهی زمان میساختمکه ساعتهای شنی و خورشیدیدر آن کار نکنندمگر آنگاه کهدست های کوچک تودر دستان من آرمیدها...
دلتنگی
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 22:24
می نویسم دوستت دارمبخوان دلم برایت تنگ شدهمی نویسم به یادت هستمبخوان دلم برایت تنگ شدهمی نویسم حال و روزت چطور است ؟بخوان دلم برایت تنگ شدهتو اصلا هرچه می نویسم را بخواندلم برایت تنگ شدهمن اینجا زود به زوددلم برایت تنگ می شوداصلا تا سرم را از رویت برمی گردانماز آن نقطه ی خداحافظیتا دمِ درِ خانهقدم ب...
سعادت آباد
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 22:24
از میدان کاجتا چهارراه سرو را پوشانده استبرف بر چشم انداز نگاه من می باردتا برج میلادکه از همه ی سروها و کاجها قدبلندتر استو مثل یک آدم بلاتکلیفدر سرمای این همه برفیخ زده است! دربند، شانه هایش را می تکاندو برف قل می خوردو از میدان بهمن می گذردتا بهشت زهراکه به سپیدی می زند....پارویت را بردارکه زیر ا...
هیچ چیز پایدار نیست!
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 22:24
حالا دیدی؟!پاییز هم تمام شدیلدا هم گذشتزمستان هم تمام میشود هیچ چیز پایدار نیست!اما دلی که تنگ باشد همش به دنبال بهانه میگرددکه دل تنگی اش را با یک فصل یا یک شب توجیه کند!این ها تقصیر هیچ کس نیست ...مشکل دل هایمان است که زود به زودو برای کسانی تنگ میشود که خیلی هایشان لیاقت این دلتنگی را ندارند!
وداع خواهم گفت
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 22:24
خیلی تنهایم ، غمگینمبه واقع آن گونه که به چشم می آیم ، نیستمدر تاریکی ها گم گشته امبه دنبال نورم ، در پیِ امیداز مدت ها پیشهر چقدر می گردمدرونِ چاه های تاریک بیشتر غرق می شومکسی صدای فریادم را نمی شنودآن که می شنود هم توجهی نمی کند وُنمی خواهد که نجاتم بدهداما من در برابر این بی علاقگیِ مردمتشنه ی ت...
تقدیر را باور ندارم
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 22:24
مرا رها نکن عزیزمتحمّل رفتنت را ندارمبا اشکهای حسرتمنمیتوانم خودم را تسکین دهممیگویی باز میگردم اماتقدیر را باور ندارمبا خاطراتی که برایم باقی گذاشتیمن، بیتو نمیتوام زندگی کنم امید یاشار اوغوزجان
باور نکن تنهاییت را
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 22:24
باور نکن تنهاییت را، من در تو پنهانم تو در مناز من به من نزدیکتر تو، از تو به تو نزدیکتر منباور نکن تنهاییت را، تا یک دل و یک درد داریمتا در عبور از کوچه عشق بر دوش هم سر میگذاریمدل تاب تنهایی ندارد، باور نکن تنهاییت راهر جای این دنیا که باشی، من با توام تنهای تنهامن با توام هرجا که هستی، حتی اگر با...
چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 22:24
چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی چراغ خلوت این عاشق کهن باشیبه سان سبزه پریشان سرگذشت شبم نیامدی تو که مهتاب این چمن باشیتو یار خواجه نگشتی به صد هنر هیهات که بر مراد دل بی قرار من باشیتو را به آینه داران چ...
هجرانی
-
تاریخ: 1395/10/16 ساعت: 7:45
خیره در غربت دلی سنگیمانده ام در غروب دلتنگیمانده با خاطرات رویاییروزهای شگفت داناییموسم دیده ی غزلخوانتروزهای طلوع دستانتاز پس رفتن گلوگیرتما و اکنون طلوع تصویرتیادگاری شبیه آیینهمانده از خاطرات دیرینهخیره بر این غروب، همچون سنگمانده در غربتِ دلی دلتنگمانده در غربتی که طولانی ستفصل آیینه هایِ باران...
عشق چو دل را به سوی خویش خواند
-
تاریخ: 1395/10/16 ساعت: 7:45
مرغ دلم باز پریدن گرفتطوطی جان قند چریدن گرفتاشتر دیوانه سرمست منسلسله عقل دریدن گرفتجرعه آن باده بیزینهاربر سر و بر دیده دویدن گرفتشیر نظر با سگ اصحاب کهفخون مرا باز خوریدن گرفتباز در این جوی روان گشت آببر لب جو سبزه دمیدن گرفتباد صبا باز وزان شد به باغبر گل و گلزار وزیدن گرفتعشق فروشید به عیبی مرا...
شد ز غمت خانه سودا دلم
-
تاریخ: 1395/10/16 ساعت: 7:45
شد ز غمت خانه سودا دلمدر طلبت رفت به هر جا دلمدر طلب زهره رخ ماه رومی نگرد جانب بالا دلمفرش غمش گشتم و آخر ز بخترفت بر این سقف مصفا دلمآه که امروز دلم را چه شددوش چه گفته است کسی با دلماز طلب گوهر گویای عشقموج زند موج چو دریا دلمروز شد و چادر شب می درددر پی آن عیش و تماشا دلماز دل تو در دل من نکتهها...
من راهــی توام ای مقصـد درست
-
تاریخ: 1395/10/16 ساعت: 7:45
جاده بهانه است مقصود چشم توستمن راهــی توام ای مقصـد درستمــن راهــی تـوام با من قدم بزنهمــراه مــن بیــا تا شـهر ما شدناین مـَـرد را که باز در تلخی ِ غم استمهــمان به قـند کن، چایـت اگـر دم است"علیرضا آذر"
تو نیستی و این در و دیوار هیچوقت...
-
تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 9:44
تو نیستی و این در و دیوار هیچوقت...غیر از تو، من به هیچ کس انگار هیچوقت...اینجا دلم برای تو هی شور میزنداز خود مواظبت کن و نگذار هیچوقت...اخبار گفت شهر شما امن و راحت استمن باورم نمیشود اخبار هیچوقت...حیفند روزهای جوانی نمیشونداین روزها دومرتبه تکرار، هیچوقتمن نیستم بیا و فراموش کن مراکی بودهام برات...
لذت با هم بودن...
-
تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 9:44